تبليغاتX
بهار
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست ××× در دشت لاله روید و در شوره زار خس


بهار









 

باز عاشورا ، محرم ، دسته های تعزیه، آش نذری....                                                                          

ندائی در دلم گوئی تکانم می دهد ...

چشمهایت گریه های عاشقان می بیند و اشکی نمی ریزد ...

در تنهایی خود غرق سکوت می شوم :

حسین می دانست  سفری که در پیش دارد سفر شهادت است، آنهم نه فقط خود ، طفل شیرخوارش ، برادرش ، عزیزترین یارانش و..

او می دانست که باید شاهد پرپر شدن عباس باشد و صبر کند . او میدانست که بعد از او با خواهرش چه خواهند کرد ، او میدانست که باید دخترش را به دست دشمنانش بسپارد و برود ...

حسین که در مقابل تیرهای دشمنان نماز عشق خواند و ترس و تردید به خود راه نداد ...

او می دانست که هیچ کمکی به او نخاهد رسید و همه پیمان شکنی خواهند کرد و در مقابل سیل دشمنان ، او و خانواده اش تنها خواهند ماند ولی باز تسلیم نشد ...

حسین (ع) الگویی از ایثار و مقاومت و بندگی خدا وعشق است .

با هر ندای یا حسین ...

چشمهایم صحنه های کربلا مبیند و بس..

دست عباس ،  مشک آب ، تن بیجان و خونینش ...

نگاه پر عطش ، پرسان  و مظلوم سکینه .....

علی اکبر ، علی اصغر ، قاسم...

درون گوش هایم ناله های زینب کبری

صدای گریه های طفل معصوم ، سکینه ..

(عمه جان من آب میخواهم ...)

دلم فریاد می آره...

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست ؟...

 

باز هم سکوت

گونه هایم جویبار عشق او...........

 ایام سوگواری امام حسین (ع) را تسلیت میگوییم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 9:33  توسط باران  |